الميرزا القمي
242
جامع الشتات ( فارسي )
402 - سؤال : هرگاه كس در به دو سن وأول بلوغش كه عالم به بعضي احكام شرعي نبوده ونمىدانسته كه بقاى ب احتلام تا صبح يا استمناء كردن موجب فساد صوم مىشود واستمنا حرام است . وعالم نبوده كه به سبب اينها غسل كردن مترتب مىشود ، بلكه گمانش اينكه غسل كردن مخصوص است به كساني كه متأهل شدهاند وگمان مىكرده كه بدون غسل ، نماز وروزهاش صحيح است واين شخص يك سال روزهاش را به اين عنوان فاسد كرده ، بر أو قضاى تنها ، واجب است يا قضا وكفاره هر دو وبر تقدير وجوب كفاره ، اگر عاجز باشد چه كند ؟ جواب : هرگاه غافل بالمرة بوده ، به اين معنى كه به اين فكر نيفتاده كه بلكه حكم خدا غير اين باشد وبايد سؤال كرد وتفحص كرد وچنان مىدانسته كه تكليف أو همين است وبه همين نهج ، روزه گرفته ، لزوم كفاره بر أو معلوم نيست ، به قضاى تنها اكتفا كند . ( 1 ) 403 - سؤال : هرگاه شخصي قضاى روزه واجبي را نگيرد تا چند ماه رمضان بگذرد ، آيا يك كفاره كافى است يا بايد متعدد بدهد ؟ جواب : لزوم تعدد كفاره معلوم نيست ، اظهر كفايت يكى است . 404 - سؤال : هرگاه در ذمه ميت نماز وروزه واجب باشد ، قضاى آن بر وارث واجب است يا نه ؟ وبر فرض وجوب بر كدام يك از وراث واجب است ؟ وفرقى هست ما بين اينكه به سبب آزار ومرض ترك شده باشد يا به سبب سفر وغير آن ؟ وآيا فرقى هست ما بين اينكه ميت ، مرد باشد يا زن ؟ وآيا بر فرض وجوب ، هرگاه ميت وصيت كرده باشد كه از مال أو استيجار كنند ، از ولى ساقط مىشود يا نه ؟ وآيا ولى مىتواند استيجار اين صوم وصلاة را از براي ميت بكند يا واجب است خود بجا آورد ؟ جواب : اما وجوب قضا بر وارث في الجملة ، پس آن مشهور است در ميان علماى ما ،
--> 1 : لابد مراد ميرزا " قضاى استحبابي " است وگرنه در مسئله شماره 392 فتوى داد كه كفاره وقضا لازم نيست با اينكه روزهاش فاسد است . در اينجا نيز احساس مىشود كه خود ميرزا در مورد آن فتوى دچار ترديد شده وبتدريج آن قول منفرد را رها مىكند وقضا را واجب مىداند .